الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
75
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
سيد حسين حسينى اصفهانى معروف به خليفه سلطان و ملقب به سلطان العلماء ، و او از فرزندان امير قوام الدّين والى مازندران ، و معروف به مير بزرگ است . خليفه سلطان ، فاضلى عالم و محققى مدقق ، و از اكثر فنون بود بااطلاع بود ، شعر مىسرود « 1 » ، و در فن انشا و نامهنگارى مهارت داشت ، و علامه عصر و استاد علماى دهر به شمار مىآمد . آثارش از زوائد خالى ، و تأليفاتش عالى و متعالى بود . پدرش ميرزا رفيع و جدش شجاع الدّين محمود نيز از مشاهير علما و دانشوران بودند . و خود او ، داماد شاهعباس صفوى بود ، و دختر او را به همسرىاش درآورد ، و در سال 1033 هجرى كه سلمان خان وزير درگذشت ، و در هنگامى كه پدرش ميرزا رفيع الدّين محمّد ، منصب صدارت را عهدهدار بود ، خليفه سلطان به مقام وزارت نامزد شد ، و به سلطان العلماء ، ملقب گرديد . و در يك عصر پدر و پسر از مقام صدارت و وزارت برخوردار بودند « 2 » ، و هر دو تن در يكخانه قرار داشتند ، و مردمى
--> ( 1 ) - نصرآبادى چند رباعى ذيل را از او نقل كرده است : افسوس كه عمر گشت بيهوده تلف * دنيا به تعب گذشت و دين رفت ز كف رنجيد خدا و خلق راضى نشدند * ضايع كرديم پارهاى آب و علف مىكوش كه كيسهء تو بىزر باشد * تا در دوجهان عيش تو خوشتر باشد درهم چه كنى كزان تو درهم باشى * دينار چه مىكنى كه دينبر باشد حسن تو فزونست بگردت گردم * با درد تو كش به خوندل پروردم بىدردى باشد اگر بگويم حسنت * بىانصافى است اگر بگويم دردم - م . ( 2 ) - تاريخ نامزدى او را به مقام وزارت چنين يافتهاند : « وزير شاه شد سلطان داماد » سيد على خان كبير ، در سلافه ، ذيل نامبردارى ، از سيد على خان حويزى حاكم حويزه مىنويسد ، برخى از كسانى كه از ديار حويزه آمده بودند مىگفتند ، سيد على خان ، با خليفه سلطان